السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
713
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
چهل شبانه روز از خديجه ( س ) فاصله بگيرد و در خلوت به عبادت و مناجات با قاضى الحاجات بپردازد و روزها را روزه بگيرد ، سرانجام هنگام غروب روز چهلم ، جبرئيل بر رسول خدا ( ص ) نازل شد و ميوهاى بهشتى براى آن حضرت آورد و به ايشان فرمان داد با نيمى از آن ميوه روزهء خود را بگشايد و آنگاه به نزد خديجه باز گردد و نيم ديگر آن ميوه بهشتى را به خديجه ( س ) دهد ، اين چنين بود كه نطفه زهراى مرضيه ( س ) از آن ميوهء بهشتى منعقد شد و از همان آغاز دوران جنينى اين كودك برگزيده در رحم مادر به تسبيح و تقديس پروردگار مشغول بود و با مادر خود سخن مىگفت و او را دلدارى مىداد . چون زنان مكّه به دليل ايمان خديجه ( س ) به محمّد ( ص ) او را از خود طرد كرده بودند و هيچ يك با آن حضرت ارتباط دوستانهاى نداشتند و تحمّل اين وضعيّت براى خديجه كبرى ( س ) كه روزى از ثروتمندترين و معتبرترين تجّار عرب به شمار مىرفت و خدم و حشم فراوانى پيرامون او بودند ، بسيار دشوار بود . آرى ، خداوند اراده كرده بود تا در محيط جهالت بار عربستان كه وجود دختر ننگ به شمار مىآمد و با زنان مانند كالا رفتار مىشد ، دخترى برگزيده از دامان مادرى پاك متولّد شود كه نور او شرق و غرب عالم را تا قيام قيامت روشن سازد و نسل پيامبر خاتم و سرور انبياء ( ص ) از دامان پاك او امتداد يابد و وجود نازنين او رابط ميان دو نور نبوّت و ولايت باشد تا همگان بدانند زن هم مىتواند همپاى مرد تا بلندترين درجات قرب حقّ پيش رود و تكامل بيابد و به مقامى رسد كه ملائك در حسرت آن سر به تواضع و سجده فرود مىآورند ، پس وجود زهراى مرضيّه ( س ) حجّت غير قابل انكار الهى است تا عذر و بهانهاى براى بهانهجويان باقى نماند . بايد متوّجه بود كه حكمت آفرينش فاطمه زهرا ( س ) همان حكمت آفرينش پيامبران و اولياء الهى و امامان معصوم ( عليهم السلام ) است كه همه ايشان با ويژگيهاى متفاوت از ساير مردم و به منظور هدايت و پيشوايى آنها آفريده شدهاند تا الگوى همه حقّ طلبان و راهنماى راه هدايت و تكامل آنان باشند . به هر حال دوران حمل اين انسيّه حوراء بسر رسيد و زمان وضع حمل خديجه ( س ) نزديك شد ، خديجه ( س ) قاصدى به نزد زنان قريش فرستاد و از ايشان خواست او را در وضع حمل كمك نمايند ، امّا آنها كينهء گذشته را بهانه كرده و كمك